محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
79
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
بود و در اطراف بخشش روح و گرفتن آن بحث نموده بود ، كنارهگيرى نمود و از بيراهه وارد شد و گفت : من هم مىتوانم جان بگيرم و جان بدهم ولى آيا اين مغرور جاهل در مقابل عزم و اراده راسخ نبوت و سيل حجت ابراهيم مىتواند دوام بياورد و استقامت نمايد . ابراهيم عليه السّلام گفت : اى نمرود خداى يكتا خورشيد را مسخر خود ساخته برنامهاى براى آن قرار داده كه نمىتواند از لواى آن برنامه خارج گردد . خداى من خورشيد را از مشرق مىآورد و در مغرب مىنشاند . تو اگر ادعاى قدرت دارى و گمان مىكنى خدا هستى ، اين برنامه خورشيد را كه طبق قانون الهى اداره مىشود ، تغيير ده و آن را از مغرب برآور . [ تصوير ] تصوير سنگى از نمرود پادشاه بابل نمرود كافر مبهوت شد و جهل و گمراهى او آشكار و دروغ و فريبش ظاهر گشت زيرا بيان شيرين و برهان كامل ابراهيم او را رسوا ساخته و معجزه آشكار ابراهيم او را درهم شكسته بود . نمرود ترسيد تخت سلطنت او درهم فروريزد و اركان قدرت وى متلاشى گردد ، لذا ابراهيم را به حال خود گذاشت ، درحالىكه او در نظرش مبغوضترين مردم بود و بيش از همه او را دشمن مىداشت ولى راه چارهاى نداشت و ابراهيم دعوت جديدى را آغاز كرده و با اعجاز خارق العادهاى آن را مستحكم ساخته است .